تحولات آینده ایران و لزوم همبستگی ترکمنها و ترکهای آذربایجان

 

طرح خاور میانه بزرگ ، فشار سیاسی آمریکا و کشورهای غربی بر ایران جهت تعلیق غنی سازی اورانیوم و تحریمهای احتمالی علیه این کشور، تصویب طرح حمایت از دموکراسی در ایران از سوی پارلمان آمریکا، حمایت از تشکل اقوام ایرانی به صورت علنی از سوی پارلمان اروپا و بالاخره حرکت روز افزون ناوگانهای آمریکایی در خلیج فارس همه و همه حکایت از آن دارد که دوره پر اغتشاش و شررباری انتظار خلیج فارس و در راس آن ایران را می کشد. سیاست جنگجویانه بوش و موضعگیریهای وی علیه ایران  تاکید مکرر وی بر قطع ریشه تروریسم در دنیا ، عزم جزم رییس جمهور آمریکا را برای ایجاد تحولات بزرگ در خاورمیانه و مخصوصا ایران نشان می دهد. در واقع اگر آمریکا در عراق با بسیاری از مشکلات دامنگیر گروههای مقاومت و چریکی چون سنی مذهبان القاعده و شیعیان تحت حمایت جمهوری اسلامی قرار نمی گرفت چه بسا پیشتر از این برای مداخله در امور داخلی ایران و تلاش برای تحول در رژیم آن اقدام می کرد. اما  بوش هنوز هم فرصت خود را از دست رفته نمی داند و آنچنان که پیداست قبل از پایان دوره ریاست جمهوری پرونده جمهوری اسلامی را بایستی بسته ببیند. یا تسلیم ایران در جهت برنامه های توسعه طلبانه آمریکا و یا جنگ و آغاز فاجعه ای بزرگ.  

رهبران ایران نیز اکنون در برابر فشارهای روز افزون آمریکا مستاصل مانده اند. آنها از سویی باور  دارند که بقا و حیات رژیم شیعی ایران در گرو ارتشی قدرتمند و مجهز به مدرنترین تسلیحات و دستیابی به سلاح اتمی است که می تواند ادامه و استمرار رژیم و ایستادگی در برابر ابرقدرتان را تضمین می سازد و در صورت دستیابی به سلاح اتمی دنیا ناگزیر از پذیرش واقعیت ایران اتمی خواهد بود. از دیگر سو جمهوری اسلامی که حدود دو دهه طرح تولید انرژی هسته ای خود را به شکلی پنهانی تحت اجرا گذاشته بود در موقعیتی بسیار نامناسب که چند قدمی تا تولید سلاح اتمی مانده بود لو رفته می بیند که عوافب ناگواری برای وی در پی داشته و مسبب اولتیماتوم آمریکا و طرح مسئله تحریم اقتصادی ایران شده است که ادامه آن بی شک به عملیات نظامی علیه ایران نیز خواهد انجامید.

اگر رژیم ایران همچنان بر سیاستهای جنگ افروزانه گذشته خود تاکید کند و غنی سازی اورانیوم را ادامه دهد، اگر رییس جمهور ایران دست از یاوه گوییهای پوشالی خود علیه اسرائیل و آمریکا و کشورهای عربی منطقه بر ندارد، اگر ارسال تسلیحات نظامی خود را به لبنان قطع نکند، اگر در چارچوب موازین بین المللی با احتیاط و مطیعانه  گام برندارد ، سرانجام باید وارد عرصه نبرد رو در رو با مجمامع بین المللی شود که در  نقطه اوج آن آمریکا وارد عملیات نظامی علیه ایران خواهد شد. در واقع این مرحله که ناخواسته ترین حالت آن از سوی مردم ایران است برای آمریکا نقطه ایده آلی است که از مدتها انتظار آن را می کشد. در روزهای انتخابات ریاست جمهوری گذشته ایران، دبیر کل نهضت آزادی ، سخنی قابل تامل بیان فرموده بود. وی گفت: آمریکا له له می زند که احمدی نژاد بر کرسی ریاست جمهوری بنشیند. سپس آنچه که آمریکا آرزویش را می کرد به وقوع پیوست. فردی  جنگ طلب که از بطن گروهای تروریستی و مذهبیون افراطی ایران بر خاسته بود منصب ریاست جمهوری را از آن خود ساخت. فردی که می توانست بهترین بهانه ها را برای اخذ تصمیمهای خصمانه علیه ایران به دست آمریکا بدهد. فردی که هنوز چپ و راست سیاست جهانی را نشناخته خواهان نابودی اسرائیل شده بود و به طور غیر مستقیم اعلان جنگ علیه اسرائیل و آمریکا کرد و عملا نیز مرحله مقدماتی آن را با ترغیب حمله نیروهای حزب ا... به سربازان اسرائیلی نشان داد که چه فاجعه عظیمی را برای مردم لبنان به همراه داشت.

اکنون جمهوری اسلامی به نقطه ای رسیده که نه توان پیش رفتن دارد و نه توان بازگشت از سیاستهای افراطی خود. پیش رفتن شعله های جنگ را در برابرش به تصویر می کشد پس رفتن برابر با بازگشت از ارزشهای بنیادین و اصولگرای جمهوری اسلامی خواهد بود که اختلاف بزرگی را در میان سران آن مخصوصا گروههای شهادت طلب و فرماندهان سپاه ببار خواهد آورد.  از دیگر سو از اعتبار و نفوذ کلام رهبران نظام در میان مردم کاسته، پوشالی بودن شعارهای آنان را هر چه بیشتر نمایان خواهد ساخت.

اما ایران این واقعیت را دریافته است که عزم آمریکا برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ جزم است و عقب نشینی امروز وی در قبال تولید انرژی هسته ای پایان مناقشات و تضمینی برای بقاء و ادامه حیات وی نخواهد بود. جمهوری اسلامی امروز اگر یک گام به عقب بردارد فردا بایستی دو قدم بردارد و بعد گامهای بیشتر ، آنچنان که از لبه پرتگاه سقوط خواهد کرد. بنابر این آنچنان که فرمانده کل سابق سپاه پاسداران محسن رضایی در سایت بازتاب تشریح کرده بود و در ماههای گذشته بازتاب گسترده ای در میان رسانه های ایرانی و خارجی داشت ، ایران باید روی تولید سلاح اتمی که مسئله ای ملی است و حمایت مردم را نیز در پی خواهد داشت مقاومت کند، زیرا اگر فردا مسئله حقوق بشر و دموکراسی در ایران مطرح شود کار بر آنها  دشوارتر خواهد شد. در واقع پیش بینی محسن رضایی درست بود و آنچنان که امروز شاهدیم طرح حمایت از دموکراسی خواهان ایرانی در مجلس آمریکا تصویب شده است. اما محسن رضایی و سران رژیم در یک مورد خطا رفته اند. این تصور که در صورت ادامه غنی سازی اورانیوم حمایت ملی مردم ایران را در پی خواهند داشت خیالی واهی بیش نیست . چون جمهوری اسلامی طی 28 سال حکومت خود با جنگ بی نتیجه 8 ساله ای که با عراق داشته، محو آزادیهای فردی و اجتماعی،ایجاد  فشار و احتناق علیه آزادیخواهان ایرانی عرصه را بر مردم آنچنان تنگ کرده که انسانهای خسته ا ز کارزار و محتاج هوایی تازه و ناامید از آینده ببار آورده است و دیگر آن مقاومت ملی و مذهبی که در جنگ علیه عراق شکل گرفته بود در تاریخ جمهوری اسلامی تکرار نخواهد شد. مردم ایران بهره ای از آن نیافته اند که دوباره بخواهند فریب سیاستهای مذبوحانه جمهوری اسلامی را بخورند. این بار اگر جنگی در منطقه رخ دهد ، رژیم در میدانها آن روحیه شهادت طلبانه سراسری را نخواهد یافت مگر در میان گروههای آموزش دیده جیره خوار خود که شمار محدود آنها برای یک جنگ گسترده کفایت نخواهد کرد.

 

بدین ترتیب اگر ایران روی مورد اول که همانا ادامه غنی سازی اورانیوم است پای فشاری کند به امید آن که بتواند حمایت ملی را نیز در پی داشته باشد ، ناگزیر بایستی مسیری را بپیماید که نقطه پایان آن جنگی بزرگ در خلیج فارس خواهد بود

اکنون آمریکا در واقع جنگ علیه ایران را به شکلی غیر رسمی آغاز کرده است . ناوگانهای آمریکایی درصورت مشاهده حرکات مشکوک از سوی ایران در خلیج فارس اجازه حمله پیشگیرانه را دارند. ا ز دموکراسی خواهان ایران حمایت قاطعانه خواهد شد و از تمام نیروهای ضد حکومتی ایران جهت واژگونی رژیم استفاده بعمل خواهد آمد. در این میان یکی از نقاط  ضعف بزرگ ایران در میان قومیتها نهفته است . حکومت ایران نیز چون حکومت مستبد عراق چنان ظلمها و تبعیضها و بی عدالتیهایی بر اقوام ایرانی روا داشته که چون عقده ای فرو بسته از سالیان دراز در دل اقوام ایرانی چرک بسته است و قومیتهای ایرانی که اکثرا در مناطق مرزی ایران بسر می برند ، در انتظار روزی بسر می برند که با واژگونی این رژیم شوونیست و خودکامه راه برای تحقق آرمانهای آزادیخواهانه دیرینه آنها گشوده شود.

آمریکا در طرح حمایت از دموکراسی در ایران حمایت از اقوام ایرانی را نیز گنجانده است. چرا که برای تغییر رژیم بایستی هم  از توان نیروهای دموکراسی خواه ایران بهره گیری کرد و هم از توان بالقوه گروههای قومی ایرانی که نیمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند و در آینده سیاسی ایران نقش تعیین کنند ه ای خواهند داشت.

این واقعیت را اتحاد اروپا نیز درک کرده است و از مدتی پیش نمایندگان اقوام متشکل از ترکهای آذربایجان ، ترکمنها، کردها ، بلوچها ... که در جبهه ای تحت کنگره ملیتهای ایران فدرال گرد هم آمده اند جلساتی را در پارلمانهای کشورهای مختلف اروپا از جمله آلمان و فرانسه و انگلیس با مقامات پارلمانی اروپا داشته اند.  این نشستها اکثرا به شکل غیر رسمی و غیر علنی انجام می شده اما اخیرا روز پنجشنبه 14 سپتامبر 2006 ساعت 11.30 به وقت اروپای مرکزی " هیئت پارلمان اروپا برای رابطه با ایران" جلسه ای را تحت عنوان " وضعیت اقلیتهای قومی در ایران" در مقر پارلمان اروپا در بروکسل (بلژیک) به صورت رسمی و علنی برگزار کرد. در این نشست که خانم انجلیکا بر (Angelika Beer ) رئیس هیئت پارلمان اروپا برای رابطه با ایران ،نماینده ای از کنگره ملیتهای ایران فدرال،  نماینده ای از سفارت جمهوری اسلامی در کشور بلژیک، کارشناسی از انستیتوی اروپایی پژوهش در امور امنیتی حضورداشتند، به عنوان اولین جلسه رسمی در پارلمان اروپا درباره ملیتهای تحت ستم ایران ، اهمیت خاصی داشت و نشان می دهد که اتحادیه اروپا نیز نسبت به مسئله اقوام ایرانی و حقوق آنها حساسیت لازم را دارد.

به نظر می رسد که هدف اصلی کنگره ملیتهای ایران فدرال ایجاد هماهنگی و انسجام لازم در بین اقوام ایرانی جهت پیگیری حقوق خود به روشهای منطقی و دیپلماتیک است. این حرکت ذاتا حرکت بسیار مبارک و تازه ای است که لزوم آن از دیر زمان در میان اقوام ایرانی احساس می شد اما مسلما این جبهه با چالشهای گوناگونی در آینده روبرو خواهد شدريا؛ همچنان که هم اکنون نیز گاه اختلافهای محسوسی در بین تشکیل دهندگان آن مشاهده می شود. آنچنان که پیداست گروههای مختلف موجود  در این جبهه در حال حاضر به نقطه نظر واحدی نرسیده اند. در بین آنها آذربایجانیهایی را می توان یافت که تنها راه رهایی و آزادی آذربایجان را ایجاد آذربایجان متحد ( آذربایجان شمالی و جنوبی ) می دانند ، گروههایی مشاهده می شوند که حکومت فدرالی با حفظ تمامیت ارضی ایران را نقطه مطلوب خود قرار داده اند. اکثر اجزاء تشکیل دهنده این تشکل حساسیتی شدید در برابر شوونیسم فارسی دارند و این در حالی است که گروههایی چون فرقه دموکرات کردستان خواستار مقاربت و مبادلات و همکاری بیشتر با گروه قومی اکثریت ایران که همانا فارسها هستند می باشد.

امید می رود که این تشکل به تفاهم و هماهنگی لازم در میان اجزا خود برسد تا بتواند گامهای مصمم و موثری در جهت منافع اقوام ایرانی بردارد. این یک حقیقت است که در آینده تحولات ایران قومیتها نقش بزرگی ایفاء خواهند کرد، چه این تحول از سوی نیروهای آزادیخواه و دموکراسی خواه ایرانی به شکلی مسالمت آمیز با اتکاء به نیروهای مردمی ایران شکل بگیرد چه این که سناریویی چون سناریوی عراق در مورد ایران به اجرا گذاشته شود. قومتیهای ایرانی نیز باید از اکنون خود را برای ایفای نقش در هر دو شکل ممکن آماده کنند. البته آرزوها بر این است که تحولات ایران به دست خود گروههای آزاد منش ایرانی شکل بگیرد و هیچ ایرانی ای خواهان جنگ و خونزیز ی و کشتار مردم بی گناه و ایجاد جو آنارشیستی و هرج و مرج در وطن خود نخواهد بود. اما اگر با ادامه مخاصمات بین جمهوری اسلامی و آمریکا اگر روزی سناریوی دوم به اجرا گذاشته شود که بعید به نظر نمی رسد در آن حال نیز اقوام بایستی با توجه به مقتضی زمان بهترین تصمیمات را بگیرند و طبیعی است که تنها نقش نظاره گر را ایفا نخواهند کرد . این نیز واقعیتی است که هرگز از رژیمی که در طول چند دهه آنها را از تمام آزادیهای اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خود محروم کرده ، دفاع نخواهند کرد.

ترکمنها نیز در این میان باید برای آینده سیاسی و تحولات احتمالی از اکنون برنامه ریزی اساسی بکنند و سعی کنند که به جای تقلید بی تامل از عملکرد حزب دموکرات کردستان ، با در نظر گرفتن متقضیات زمان و نیروهای متفاوت موجود در میان اقوام مختلف ایرانی ، مخصوصا ترک تباران ایرانی تصمیماتی اخذ کنند که بهترین نتایج را برای خلق مظلوم ترکمن داشته باشد.

به نظر می رسد که  ترکمنها در این مدت بیشتر با حزب دموکرات کردستان هماهنگ و همسوتر بوده اند تا گروههای دیگر که این خود دلایل بسیاری دارد.

مهمترین دلیل آن را باید ارتباط ریشه دار و سنتی چندی از مبارزان ترکمن با کردها علیه رژیم، برای اخذ خودمختاری در اوایل انقلاب دانست که در این مبارزه نقاط مشترک بسیاری میانشان وجود داشت. ابتدائا هر دو تحت نفوذ شدید جریانهای کمونیستی ایران، مخصوصا فداییان خلق بودند که این دو را به هم وصل می کرد. دوم این که هر چند هر دو گروه تحت تاثیر اعتقادات کمونیستی و مارکسیستی سازمان فوق  بودند اما اشتراکات سنتی مذهبی آنان که شکل نوعی عادت پیدا کرده بود ناخود آگاه دو قوم کرد و ترکمن را به هم وصل می کرد. سوم این که بین مبارزان سابق ترکمن و کرد که اکنون شماری از آنان  در خارج کشور بسر می برند طبیعتا روابط عاطفی و صمیمانه ای شکل گرفته که با توجه به وزن سنگنین کردها در میان گروهای اپوزیسیون تاثیرگذاری آنها بر ترکمنها بیشتر شده است. در این میان  گروه ترکمن که با عنوان سازمان دفاع از حقوق ملی ترکمن شناخته می شود و به نظر می رسد که ساختار آن نیز در مقایسه با گروههای دیگر از نظر کیفی و کمی رنج می برد،  بایستی با در نظر گرفتن برخی از تحولات صورت گرفته در حدود سه دهه اخیر و با شناخت کامل بر شرایط حاکم بر ایران و سنجش اهرمهای قومی و سیاسی موجود، در جهت منافع ترکمنها بهترین تصمیمها را بگیرد.

زمانی که ایدلوژیهای چپ مدارانه و مارکسیستی  منبع فکری برخی از گروههای سیاسی ایران قرار گرفته بود، امپراطوری بزرگی بنام شوروی بلوک شرق را تحت تسلط و نفوذ داشت که با فروپاشی آن ابهت و عظمت و کارگشایی خود را در میان بسیاری از ملل از دست داد. اما هنوز هم برخی از آزاد مردان ترکمن با این که واقعیت شکست شوروی و کمونیزم  را پذیرفته اند و با شعارها و عناوین ملی به میدان آمده اند، تحت تاثیر روانی جریانات و روابط سازمانی گذشته قرار دارند و این یکی از دلایل نزدیکی نمایندگان سازمان دفاع از حقوق ملی ترکمنها  به حزب دموکرات کردستان است.

در این برهه که کردهای عراق با همکاری کردهای ترکیه و ایران  تمام هم خود را جهت تصاحب شهر ترکمن نشین کرکوک د رعراق بکار گرفته  به غصب زمینهای آبا و اجدادی ترکمنها پرداخته اند، همکاری ترکمنهای ملی گرا در هر نقطه جهان با افرادی که هم از سوی آمریکا و هم از سوی کردستان عراق حمایت مالی و معنوی می شوند و در صف مقابل  برادران ترکمن ما در عراق قرار گرفته اند، دور از منطق و منافی اهداف ملی گرایانه خواهد بود!

البته آرزوی ما ایجاد تفاهم و دوستی در میان تمام اقوام ایرانی است اما باید به تمام زوایای ممکن تحولات آینده اندیشید. اگر روزی ایران به وضعیتی چون عراق گرفتار آید و معضلاتی بین کردها و ترکهای آذربایجان بر سر چندی از شهرهایی که کردها و ترکها با هم در آنها ساکن هستند جدال و کشمکشهایی پیش بیاید آن گاه جهت گیری ترکمنها به کدام سو خواهد بود؟

در واقع  ترکمنها در فاصله ای بسیار دور از کردستان و آذربایجان قرار دارند . ترکمنها در شمال کشور بسر می برند در حالی که کردستان و  آذربایجان در غرب کشور سکنی گزیده اند و می تواند تحولات این منطقه در آن سو تاثیرچندانی نداشته باشد. اما هیچ بعید نیست زمانی برسد که برادرترکمن در ترکمن صحرا محتاج حمایت برادر ترک خود در آذربایجان باشد. چرا که آذربایجان دیگر آن آذربایجان اوایل انقلاب نیست که تحت تاثیر جریانات مذهبی شیعی قرار گرفته بود. با تلاشهای چندین ساله روشنفکران ترک آذربایجان مردم آذربایجان به احیای هویت ملی خود پرداخته اند و حرکت بیداری ملی آذربایجان با تمام قوا و توان پیش می رود و می رود که تمام ترک تباران ایران را به بیداری ملی فراخواند.

باید  این واقعیت را نیز باید پذیرفت که  در ایران هر چه مذهب کمرنگتر می شود ملیت گرایی و ناسیونالیزم رنگ بیشتری می گیرد . تظاهرات عظیم اخیر مردم آذربایجان در اعتراض به  آن کاریکاتور توهین آمیز،  نمونه عینی بیداری ملی  و هویت یابی در میان مردم آذربایجان بود.

ملت ترک ایران اعم از آذربایجانیها و قشقاییها و ترکمنها اگر به هویت حقیقی خویش دست یازند، چه کسی توان ایستادن در برابر سی میلیون ترک ایران خواهد داشت. آیا ترکمنها در این میان چون اوایل انقلاب تنها و بی یاور خواهند ماند؟  با توجه به این که ترکهای آذربایجان و ترکمنها هر دو از ترکهای اوغوز هستند و در واقع برادر همند. متاسفانه در جنگ گذشته گنبد برادران آسیمیله شده آذری در گنبد به خاطر شیعی مذهب بودن خود در حمایت از رژیم جمهوری اسلامی ، مسلحانه در برابر ترکمنها ایستادند اما از این پس انتظار می رود که آنها نیز تحت تاثیر جامعه ترکهای ایران که خوشبختانه در سراسر ایران نیز حضور دارند، به هویت واقعی خود دست یازند و آگاه باشند که در گذشته در برابر برادران ترک خود ایستاده بودند.

این واقعیتی است که آمریکا در منطقه خاورمیانه بیش از آن که دنبال قطع ریشه های تروریسم باشد به دنبال منافع اقتصادی خود و تحت کنترل در آوردن منابع عظیم نفت است و نمایندگان برخی از اقوام به هر قیمتی خواستار همکاری با آمریکا هستند. اما ترکهای ایران اعم از آذربایجانیها و ترکمنها نباید فراموش کنند آینده روشن آنها در اتحاد بزرگ دنیای ترک نهفته است. اتحادی که بایستی بین کشورهای آسیای میانه و جمهوری ترکیه شکل بگیرد و تقویت شود. اتحادی که باید بین ترکهای ایران قوت بگیرد تا با توجه به جمعیت کثیرشان به قدرت بزرگ کشور تبدیل شوند.

 

 

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی

                                             TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY

                                  TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION