
مرگ
بانوی اسب
ترکمن، وفات یا
جنایت؟
روز
5 خرداد لوییس
فیروز زنی که
عمرش را در
ترکمن صحرا
فدای
پرورش اسب اصیل
ترکمن کرده
بود، به صورت
ناگهانی فوت
کرد.
ابتدا مرگ لوییس فیروز
76 ساله که
پنجاه سال از
عمرش را در
ترکمن صحرا
گذرانده صرف اسب
ترکمن کرده
بود، طبیعی به
نظر می رسید
اما بتدریج
توسط سازمان
ما اخبار و
اطلاعات تازه
ای از زندگی وی
استخراج شد که
مرگ وی را
مشکوک نشان می
دهد، و توطئه
قتلی دیگر از
سوی عوامل
سازمان
اطلاعات مخوف
جمهوری اسلامی
در اذهان
متبادر می
سازد.
ترکمنها
با نام و زندگی
فیروز لوئیس
به عنوان یک
زن آمریکایی شیفته
فرهنگ و زندگی و اسب
ترکمن و به
عنوان تنها
فرد خارجی که
عمرش را با
اهدافی
ارزشمند در
ترکمن صحرا
گذرانده به
خوبی آشنایی
دارند.
او
در دوره پهلوی
با مردی ایرانی بنام
نرسی فیروز
منتسب به
خاندان قاجار
ازدواج می کند
و از سال 1336 در ترکمن
صحرا ماندگار
می شود و در
روستای قره
تپه شیخ از
توابع کلاله
در مزرعه ای
سبز به پرورش
اسب ترکمن و
فروش و صدور
آن می پردازد.
لوییس در میان
ترکمنان آن
منطقه از
احترام خاصی
برخوردار بود
و ترکمنها وی
را عضوی از
مجموعه خود و
به عنوان بانوی
اسب ترکمن می
شناختند. لوییس
تا این اواخر
در ایران زندگی
آرامی داشت
اما با به
قدرت رسیدن
اقتدارگرایان
اصولگرا در ایران،
موج ناملایمات
و اذیت و
آزارها از سوی
مسولین امنیتی
استان گلستان
بر بانوی اسب
ترکمن وزیدن می
گیرد.
مامورین امنیتی
ایران همواره
از تلاشهای لوییس فیروز
برای احیاء
اسب اصیل
ترکمن و اصولا
زندگی یک آمریکایی
اصل در میان
ترکمنها رنج می
بردند، و به
سفرهای خارجی
وی جهت صدور
اسب نیز
همواره به چشم
توهم و تردید
می نگریستند.
لوییس در
خرداد 1386 در
ادره اطلاعات
گرگان ساعتها
تحت بازجویی
قرار می گیرد.
پس
از آن مشکلات
جدیدی گریبانگیر
وی می شود. شخصی
معروف به محمدی از
عوامل
اطلاعاتی که شغل
وکالت را نیزبه
عهده دارد
ناگهان مدعی تملک
مزرعه لوییس
که پنجاه سال
در آن به
پرورش اسب
ترکمن پرداخته،
می شود.
محمدی در حالی
وارد میدان می
شود که سند
مزرعه
لوییس فیروز
را نیز با حمایت
مقامات امنیتی
به نام خود
زده است. گویا مزرعه
لوییس نیز چون
اکثر زمینهای
ترکمن صحرا بی
سند بوده و
همان توطئه ای که برای اکثر
دهقانان
روستاهای
ترکمن چیده
شده، گریبان این
بانوی پیر را
نیز می
گیرد . این
توطئه شوم برای
وی که عمر خود
را صرف مزرعه
و اسبهایش کرده
بود واقعه ای
غیرمنتظره و غیرقابل
تحمل بوده
است. از سویی
مقاومت لوییس
و از دیگر سو
فشار عوامل
اطلاعاتی
گلستان زندگی
بانوی پیر اسب
ترکمن را با
بحران مواجهه
می سازد.
فروردین 1387 لوییس
بیمار می شود
و برای معالجه
به بلژیک رفته
در بیمارستانی
در آن
کشور بستری می
شود. در همان
روزها دادگاه
از پیش تعیین
شده لوییس را
به صورت غیابی
محاکمه و بر
علیه وی حکم می
دهد. لوییس
پس از بازگشت
به ایران در
برابر آن حکم
مقاومت و
اعتراض می
کند. تهدیدها
علیه لوییس
شدت می گیرد.
چهار روز قبل
از وفات وی
شاکی نزد لوییس
می آید و برای
تخلیه
مزرعه بانوی
اسب ترکمن را
تهدید به مرگ
می کند.
روز پنجم
خرداد خانم لوییس
فیروز در بیمارستان
برزویه گنبد
در اتاق 11 جراحی
بر اثر خونریزی
داخلی فوت می
کند. پزشکان
علت مرگ وی را
خوردن قرصی به
نام NSAIDS می دانند
که در پرونده
وی ثبت است. شنیده
ها حکایت از
آن دارد که این
قرص را شخصی
بنام «دکتر ا- ف»
که مسائل
دادگاهی وی را
پیگیری می
کرده و نامش
نزد ما محفوظ
است، به وی
خورانده است.
مامورین
امنیتی
گلستان یکی دو
روز جسد وی را
در سردخانه بیمارستان
تامین اجتماعی
گنبد نگه می
دارند و مانع
تحویل آن به
خانواده اش می
شوند. پسر وی
که ساکن تهران
است و همچنین
اهالی روستای
قره تپه شیخ
تصمیم می گیرند
که پیکر لوییس
را در مزرعه
اش به خاک
بسپارند.
عوامل امنیتی
سعی زیادی برای
جلوگیری از
خاکسپاری وی
در آن مکان می
شوند و حتی به
خاطر مسلمان
نبودن وی مانع
غسل میتش در
غسالخانه
امامزده یحیی
بن زید گنبد می شوند اما با
اصرار مسئولین
سردخانه به
بانوان ترکمن
اجازه داده می
شود که
غسل وی را در
مکان مزبور
انجام
دهند.
ترکمنهای
روستاهای
قره تپه شیخ ،
تمیر قره قوزی
و صوفیان به
همراه جمعی از روحانيونو اهل هنر
و فرهنگ
ترکمن، وی را
درست مثل یک
مسلمان با
آداب و رسوم
ترکمنها در
مزرعه اش به
خاک می
سپارند.
بدین
ترتیب در آن
مکان یادگار و
خاطره ای می
ماند از بانويي
عاشق با یک
عمر تلاش برای
اسب ترکمن،
الگویی از یک
عمر عشق و حیوان
دوستی
در میان
ترکمنها که
سرانجام
بدخواهان
فرهنگ و هویت
ترکمن پاسخ
زحمات وی را
به خبیثترین
شکل دادند و
نشان دادند که
نه تنها تحمل
هویت جویان
ترکمن را
ندارند که حتی
بر غریبه هایی
که تنها از سر
عشق و دوستی
در میان این
مردم مانده
اند رحم
نخواهند کرد.
مگر آنهایی که
به دست خود از
مناطقی چون سیستان
برای غصب زمینهای
ترکمنها به
ترکمن صحرا می
آورند و در مسیر
سیاست ترکمن
زدایی هیچ حمایتی
را از آنان دریغ
نمی کنند.
سیل
فشارهایی که
در سالهای آخر
زندگی بانوی
ترکمن بر او
وارد شده و
بازجویی و
محاکمه و سپس
تهدید وی این
شائبه را در
اذهان بوجود
آورده که آیا
مرگ خانم لوییس
فیروز یک مرگ
طبیعی است و یا
این که توسط
عوامل سری
جمهوری اسلامی
به شکلی مرموز
به قتل رسیده
است؟
و
سوال آخر این
که آیا مسائل
پشت پرده مرگ
بانوی اسب
ترکمن نیز،
چون سایر
قتلهای زنجیره
ای در ایران
در هاله ای از
ابهام خواهد
ماند؟
سازمان
آزادیبخش
ترکمن صحرا –
تورکمن صحرا آزادلیق
قوراماسی
TURKMENSAHRA AZADLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA
LIBERATION ORGANIZATION